زیروبَم توسعه ی درون سازمانی

استفاده از فناوری برای برقراری ارتباط، در بخش خصوصی نیز رایج است.

خلق تجربیات مطلوب و خوشایند برای مشتریان، غالباً مستلزم استفاده از برنامه هایی است که نیازهای منحصر به فرد سازمان یا شرکت شما را برطرف کنند.

آنجلا موران، در فرآیندهای کاری اتحادیه ی اعتباری ساحل کالیفرنیا، از این حوزه بهره میگیرد. وی میگوید: “بزرگترین چالش ما در سال 2018، انتخاب یک پلت فرم دیجیتال است که در خلق تجربیات خوشایند و مقبول برای مشتریان، به ما کمک کند … و بتوانیم با استناد به آن، کیفیت تجربه ی مشتریان را توسعه دهیم… ما باید از توانایی و قابلیت های لازم جهت آینده سازی برخوردار باشیم”.

شونا بگلی، مدیر سیستم های اطلاعات در رستوران های زنجیره ای وایت اسپات، نیز سرمایه گذاری بر توسعه ی درون سازمانی را بسیار مهم میداند.

ارزش و تأثیر توسعه، مشخصاً در بخش پررقابت رستوران داری که شونا در آن فعالیت میکند، محسوس و مشهود است. شونا، دورنمایی از وضعیت رقابت کننده های مولتی میلیارد دلاری که پیشتر نرم افزارها و برنامه هایی کارآمد جهت تسهیل امور برای مشتریان توسعه داده اند، ترسیم کرده است. به عنوان مثال، استارباکس اخیراً اعلام کرده است که امکان تجربه ی فناوری واقعیت افزوده را در کشور چین برای مشتریان فراهم می آورد؛ و حتی یک قابلیت جدید به نرم افزار GM اضافه میکند که مشتری میتواند با استفاده از آن، از داخل ماشین خود قهوه سفارش دهد. البته، این امکانات، افزون بر برنامه های استِلار رایگان ـی هستند که روزانه، موجب صرفه جویی در وقت برای مشتریان میشوند.

نهادهای کوچکتر، مانند وایت اسپات، نیز اگر میخواهند که با این پیشتازان صنعتی به رقابت بپردازند، باید وارد عرصه ی توسعه ی نرم افزار شوند.

شونا، درباره ی چالش های پیرامون استفاده از اکوسیستم رو به رشد برنامه های شخص ثالث که همگی بدان متکی هستند نیز صحبت کرده است. در پی پیدایش و توسعه ی نرم افزارهای شخص ثالث، توسعه ی درون سازمانی تبدیل به یک ابزار مهم و کارآمد شده است که شرکت هایی نظیر وایت اسپات میتوانند از آن در جهت هماهنگ سازی امور مختلف با یکدیگر استفاده کنند.

اما چالش واقعی پیش روی شونا، آن بود که جهت های فکری اعضای هیئت مدیره را با هم هماهنگ کند. شونا میگوید که قبلاً اعضای گروهش، حدود دو سال و نیم زمان برای توسعه ی سیستم های مدیریت دارایی و مدیریت قراردادهای کلیدی صرف کرده اند.

شونا، ضمن تأکید بر راهکارهای مورد استناد رستوران وایت اسپات جهت بهره برداری از تلاش ها و کوشش های اعضای گروه توسعه، ارزش و تأثیر یکی از مهم ترین راهبردهای انسان محور در فناوری اطلاعات را به رسمیت میشناسد؛ این راهبرد، پیدا کردن توجیه های صحیح برای هماهنگ سازی نظرات و آراء تصمیم گیرندگان با یکدیگر است.

تمرکز بر بازده ها، نَه فناوری!

کلید رویارویی با چالش افزایش تصاحب سهام در سطح سازمانی، آن است که به یاد داشته باشیم که مردم، مایل به سرمایه گذاری بر فناوری نیستند؛ بلکه ایشان، تخصیص سرمایه به راه حل های مؤثر جهت رفع مشکلات را ترجیح میدهند.

در حقیقت، همین طرز تفکر به شاری والاس کمک کرد تا اعضای گروهش را راضی کرده و پاسخ مثبت را از ایشان دریافت کند:

کار ما زمانی آغاز میشود که یک پرونده ی کاری را پیش روی خود قرار دهیم. در این شرایط، مدیر شرکت برمیخیزد و میگوید: کاری که باید انجام دهیم چنین است! هزینه ی برنامه اینقدر است .. و البته، طی x درصد از پروژه، به فناوری استناد و تکیه خواهیم داشت. و این کار، بسیار ساده تر از آن است که من سعی کنم چیزی را بفروشم که هیچکس آن را نمی خواهد.

تمرکز بر بازده و خروجی، در اتخاذ تصمیم های مبتنی بر مدیریت ریسک نیز نقش دارد.

آنجلا موران معتقد است که از لحاظ رشد و توسعه، سازمان ـَش همواره به شکل افراطی بر مقوله ی کاهش و تقلیل ریسک متمرکز بوده است.

او عقیده دارد که به رغم آنکه ریسک، یک مسئله ی بسیار مهم به شمار می آید، اما اهمیت بازتعدیل اوضاع در جهت دستیابی به خلاقیت و نوآوری نیز قابل انکار نیست.

موران میگوید:

“ما واقعاً قصد داریم اقدامات مؤثرتری در زمینه ی تولید ارزش، ارتقای سطح مشارکت شهروندان و بهبود خدمات رسانی به جوانان و باقی خدمات مشابه اتخاذ کنیم”.

مشکلی که در این شرایط مطرح است، باز هم توجیه مخارج و هزینه ها برای مدیران میباشد. این قضیه، زمانی بغرنج و دشوار خواهد شد که برای آنکه زیرساخت های جدید فناوری اطلاعات، تداوم و پایداری یابند، مقداری هزینه ی عملیاتی نیز باید به هزینه های سرمایه گذاری اضافه شود.

در این صورت، مکالمه با مدیران، اندکی تنش زا خواهد بود؛ “زیرا، حاشیه های سود در شرکت، کوچک و کوچکتر میشوند؛ و منابع و سرمایه ها در آن شرکت به گونه ای متفاوت خرج خواهند شد”.

مجدداً هدف اصلی، خلق یک تصویر و وجهه ی مطلوب از شرکت است. این تصویر باید ارزش ها و امتیازهای حاصل از سرمایه های سازمانی شما را نشان دهد و به تصمیم گیرندگان ثابت کند که سرمایه گذاری هوشمند بر فناوری اطلاعات، بهترین گزینه برای حصول موفقیت های پایدار و طولانی مدت می باشد.

 

در سال 2017، شاهد افزایش 6000 درصدی خطرات و تهدیدهای امنیتی بوده ایم.

یکی دیگر از اعضای فروم اجرایی نوآوری، در طی کنفرانس تلفنی، توجه ما را به تأثیر عناصر انسانی بر امنیت در سال 2017 جلب کرد و گفت:

“… آخرین آمارها نشان میدهند که حملات فیشینگ در سال 2017 تا 6000 درصد افزایش داشته اند. و این رقم، اصلاً شوخی نیست؛ 6000 درصد!”.

در حقیقت، گروه عملیاتی مبارزه با فیشینگ، در نیمه ی نخست سال 2017، ماهانه 100.000 ایمیل حاویِ گزارش از حملات فیشینگ دریافت کرده است.

با توجه به افزایش فراوانی و همچنین پیچیدگی حملات فیشینگ، کارمندان شرکت ها باید بیش از پیش هوشیار و آماده باشند.

شونا بگلی میگوید که وایت اسپات، خطرات و تهدیدهای ناشی از عدم آموزش و آمادگی کارمندان را به خوبی میشناسد. این رستوران زنجیره ای، اخیراً یک ایمیل فیشینگ حرفه ای را بطور آزمایشی طراحی و ارسال کرده است تا توانایی اعضای گروه در شناسایی و مقابله با آن را محک بزند. آمار شکست کارمندان، متأسفانه 45 درصد بوده است؛ و این کاملاً ناامید کننده است.

شما میتوانید قلعه، دیوارها، خندق ها و هرچیز دیگر را که متعلق به آن بنا است، ایمن سازید. شما میتوانید پل ها را بالا بکشید؛ اما با توجه به شدت و پیچیدگی ریسک های امنیتی، حفظ یک جایگاه و موضع حرفه ای برای عناصر انسانی در این زمینه، یکی از سخت ترین کارها خواهد بود.

نکته ی کلیدی ای که در این خصوص مطرح است، آن است که نیروهای کاری آموزش دیده و دانا میتوانند امنیت سیستم های فناوری اطلاعات را تضمین نمایند.

سازمان ها و شرکت ها باید متعهد به تدوین و تنظیم برنامه های آموزشی صحیح و همچنین خلق انگیزه های مشوّق برای اعضای گروه های خود باشند.

اریکا وَن نورت، به نقل از یکی دیگر از اعضای فروم اجرایی نوآوری، یک استراتژی ساده را معرفی میکند که بسیار کارآمد است.

یک سازمان را در نظر بگیرید که تصمیم گرفته است تمام پیام های امنیتی را که از سوی بخش فناوری اطلاعات ارسال میشوند، با رنک کدگذاری کند. اگر یک ایمیل، دارای کُد قرمز باشد، بدان معناست که اعضای کارمندان حتماً و قطعاً باید در همان روز به محتوای ایمیل رسیدگی و آن را پیگیری کنند.

اریکا میگوید:

شما باید بخوانید؛ باید یاد بگیرید؛ و باید به هرآنچه می بینید واکنش نشان دهید. زیرا در غیر اینصورت، از عملکرد صحیح باز می مانید و قادر به ادامه ی کار خود نخواهید بود.

نتیجه گیری: در سال 2017، فناوری به خدمت بشر در آمد!

یکی از پیشگامان پیشکسوت علوم کامپیوتر میگوید:

“علوم کامپیوتر، به معنای مطالعه ی کامپیوترهاست؛ همانطور که علم ستاره شناسی، بر تلسکوپ ها متمرکز است”.

ایده ای که از این جمله مستفاد میشود، درمورد اکوسیستم پیچیده ی چالش های فناوری اطلاعات که امروزه با آنها روبرو هستیم نیز کاربرد دارد.

در نهایت، صرف نظر از میزان آمادگی و پیشرفتگی سازمان، بزرگترین مشکل پیش رو در دنیای فناوری اطلاعات، قطعاً مربوط به مسائل انسانی خواهد بود.

اما دقیقاً همین چالش های مربوط به توسعه ی نرم افزار و برقراری تعامل با مشتریان که شونا بگلی و آنجلا موران با آنها درگیر هستند، برای مشتریان امتیاز و ارزش خواهند آفرید. چالش پیش روی شاری والاس نیز پیدا کردن روش های نوین و بدیع جهت ارزش افزایی برای مدیران و افزایش انگیزه ی سیاسی در ایشان است که منجر به ترغیب ایشان به پیوستن به جنبش شهرهای هوشمند خواهد شد. یا حتی چالش های پیرامون اثبات امتیازهای تغییر و تحول و توجیه هزینه ها برای مدیران را در نظر بگیرید. تمام این شرایط به ما یادآوری میکنند که تدوین یک روایت متقاعدکننده از پیامدهای تغییر و تحولات، بهترین و بزرگترین فناوری زمان است.

و البته، امنیت هم همواره یکی از مسائل اساسی مرتبط با عناصر انسانی بوده است. تا زمانی که عناصر انسانی، به عنوان یک جزء در معادله حضور داشته باشند، تعلیم و تربیت نیروهای کاری، تنها راهکار مؤثر برای مقابله دربرابر ارتش بزرگ و قدرتمند مهاجمان سایبری خواهد بود؛ این مهاجمان همیشه درگاه های ورود به سیستم های ما را در محاصره دارند!