پشتیبانی شبکه یعنی تمام کارهایی که برای حفظ و پشتیبانی کامپیوترها، کارکرد درست آن ها انجام می گردد. این سرویس ها یا این که بوسیله یک نیروی کارشناس فناوری داده ها در درون سازمان انجام میگردد و یا این که به یک کمپانی سرویس های شبکه  برونسپاری می گردد.
برونسپاری امتیازها و منافع فوق‌العاده برای کسب و فعالیت شما به یار خواهد داشت. البته در حین مصاحبه بر راز برقراری ارتباط ها و همکاریهای بر طبق برون سپاری و همینطور در عرصه مدیریت این ارتباط ها، با معضل‌ها و ریسک‌های زیادی روبرو خواهید شد. در‌این نوشتار، هرآنچه را که برای حصول پیروزی راجع به برونسپاری کارها فناوری داده ها لازم میباشد، معرفی کرده‌ایم.

برون‌سپاری چه می باشد؟

برون‌سپاری، یک کار یا این که کنش کاری میباشد که طی آن، مسئولیت اجرای بعضی عملیات‌های کاری یا این که فرآیندهای سرویس رسانی به یک فرد (یا این که نهاد) ثالث واگذار میشود. در عرصه فناوری داده ها، برهه زمانی گسترده‌ای از فرآیندها نظیر همه عملیات‌های مربوط به فناوری داده ها یا این که بخش‌هایی از آن‌ها از گزاره بازیابی وضعیت معمولی بعداز وقوع فاجعه، سرویس های شبکه، توسعه و گسترش‌ اپلیکیشن یا این که امتحان تضمین کیفیت برون‌سپاری میگردند.
شرکتها، عملیات‌ها را به منابع و تأمین‌کننده‌های داخلی (در باطن سرزمین)، همسایه (کشورهای اهالی یا این که کشورهای بنا شده در منطقه وقتی یکسان با سرزمین مبدأ) یا این که خارجی(در یک سرزمین بدور از مبدأ) برون‌سپاری می‌نمایند. از گذشته تا به امروز، برون‌سپاری عملیات به تأمین‌کننده‌های داخلی یا این که همسایه تحت عنوان یک راهکار جهت کاهش هزینه‌ها گزینه دقت بوده میباشد.

مزایا و مخارج ناشی از برونسپاری

برحسب موقعیت و شرایط، دسته عملیات برونسپاری تفاوت می کند؛ البته امتیازهای ناشی از آن، غالباً یک یا چندین گزینه از نکات زیر خواهد بود:

  • کاهش هزینه‌ها (به جهت صرفه به مقیاس یا این که کاهش مخارج نیروهای فعالیت)
  • ارتقا سود‌وری
  • تنوع در گنجایش
  • ارتقاء تمرکز بر توانمندی‌های اصلی/استراتژی
  • دسترسی به مهارت‌ها یا این که منابع
  • ارتقا انعطاف‌پذیری سازمان جهت حصول انطباق با موقعیت ناپایدار تجاری و کاری
  • تسریع دوران عصر انتظار در بازار
  • کاهش نیاز به سرمایه‌گذاری مداوم بر زیرساخت‌های داخلی
  • دسترسی به ابداع، بودجه‌های غیرمادی و رهبری بی نقص
  • ورود جریان وجه انتقاد به باطن سازمان از روش انتقال بودجه‌ها به تأمین‌کننده‌ی تازه

برخی از نقاط ضعف احتمالی برونسپاری نیز به شرح ذیل می باشند:

  • آرام شدن دوره گردش
  • فقدان علم مورد‌ای یا این که کاری
  • سختی ها فرهنگی و زبانی
  • تفاوت در محدوده‌ی هنگامی
  • فقدان قابلیت و امکان اعمال در دست گرفتن

سرویس های برونسپاری

برونسپاری فرآیندهای کاری (Business Process Outsourcing یا این که BPO)، یک اصطلاح رایج برای برونسپاری برخی از فرآیندهای ویژه و تخصصی در سازمان (مثل تهیه حقوق و دستمزد و دستمزدها) میباشد. برونسپاری فرایند کاری، غالباً به دو تیم تقسیم می‌گردد: برونسپاری فرآیندهای داخل دفتری (که مشتمل بر عملیات‌های کاری باطن سازمان، مثل صادر شدن فاکتور خرید می شود) و برونسپاری فرآیندهای برون دفتری (که مشتمل بر سرویس ها مربوط به مشتری مانند بازاریابی یا این که پشتیبانی فنی میباشد). براین اساس، برونسپاری فناوری داده ها، یک زیرمجموعه از برونسپاری روند کاری به شمار میاید.
اکثر فرآیندهای برون‌سپاری مشتمل بر اجرای فرآیندهای استاندارد و رایج در یک کمپانی می باشند؛ البته برونسپاری فرآیندهای علم‌محور (Knowledge Process Outsourcing یا KPO)، شامل فرآیندهایی میباشد که مستلزم برخورداری از مهارت‌های تحقیقاتی، تحلیلی، فنی و تصمیم‌گیری میباشند. از بین آن‌ها میتوانیم به تحقیق و گسترش‌ داروشناختی یا این که پژوهش های حقوقی اشاره کنیم.
مسئولیت برونسپاری فرآیندهای بخش فناوری داده ها، بطور تام بر عهده مدیریت ارشد پشتیبانی شبکه در یک سازمان میباشد. با این حال، غالباً از مدیران ارشد فناوری داده ها درخواست میشود که در برونسپاری فرآیندهای غیرمرتبط با فناوری داده ها یا این که فرآیندهای علم‌محور نیز کمپانی نمایند. علت تعیین مدیران ارشد فناوری داده ها برای این مسئولیت، آن میباشد که ایشان غالباً مهارت‌های فوق‌العاده‌ای در باب برونسپاری دارا هستند و افزون بر آن، فرآیندهای کاری و علم‌محور نیز غالباً به سیستم‌های فناوری داده ها و روال پشتیبانی از آنان متعلق می باشند.

برونسپاری کارهای بخش پشتیبانی شبکه

از گذشته تا کنون، برونسپاری کارهای بخش فناوری داده ها بر دو قِسم بوده است: برونسپاری زیرساختی و برونسپاری نرم انعطاف‌افزاری. برونسپاری زیرساختی عبارت میباشد از برونسپاری کارها مرتبط با بخش رابطه با مشتری و اطلاع‌رسانی، راس داده، سرویس های شبکه، امنیت شبکه یا این که کل پروسه مدیر زیرساخت‌ها. برونسپاری نرم‌افزاری نیز عبارت از برونسپاری کارها مرتبط با گسترش نرم افزار تازه، نگهداشت سیستم‌های کهن (ارثی)، سرویس ها تضمین کیفیت و امتحان کیفیت و همینطور مدیر و عرضه بسته‌های نرم‌افزاری میباشد.
ولی در دنیای معاصر که قابلیت و امکان به کار گیری از دور و بر ابر موجود هست، برون‌سپاری کارهای فناوری داده ها میتواند رابطه با تأمین‌کنندگان نرم‌افزار، زیرساخت یا این که پلتفرم‌های خدماتی را نیز مشتمل بر شود. در واقعیت، سرویس های ابری، یک سوم بازار برونسپاری این ایام را به خود اختصاص داده‌اند؛ که‌این سهم در آینده‌ای نزدیک، به میزان قابل مراعاتی رویش خواهد داشت. این سرویس ها، نه فقط بوسیله تأمین‌کنندگان سرویس ها برونسپاری سنتی ارائه میشوند، بلکه فروشندگان نرم‌افزارهای جهانی یا این که حتی شرکتهای صنعتی که سرویس های فناوری محور ارائه می‌کنند نیز درین عرصه کار دارند.

نوع ها و نرخ‌گذاري برای سرویس های برونسپاری فناوری داده ها

نوع مطلوب برای یک خدمت فناوری داده ها، معمولاً بر مبنای مدل سرویس ها ارائه گردیده انتخاب می شود. قراردادهای برون‌سپاری، معمولاً بر شالوده یک زمان یا این که مبلغ ثابت عقد میگردند. البته سرویس های برونسپاری، در زمان تکامل یافته‌اند و به جای تمرکز بر نیازمندی‌ها یا این که سرویس های معمولی، بر شرکت کردن‌های پیچیده‌تری که موجبات تکامل و ابداع را آماده می آورند، متمرکز می‌باشند. بنابراین، رویکردهای عقد قرارداد نیز به سیرتکاملی تغییر تحول یافته‌اند که سرویس های پشتیبانی شبکه و شرکت کردن‌های راندمان بنیاد را مشتمل شوند.

متداول‌ترین نحوه‌ها برای ساختاربندی یک قرارداد  برونسپاری به قرار پایین می‌باشند:

دوره و متریال

همان طور که از اسم این آیتم بر میاید، مشتریان بایستی حق الزحمه تأمین کننده را برمبنای زمان و متریال آیتم به کار گیری جهت کامل شدن عملیات بپردازند. از دیرباز تا کنون، این شیوه در قراردادهای طولانی برهه زمانی نگهداشت و توسعه و گسترش اپلیکیشن گزینه به کارگیری بوده است. این مدل در قوانینی کاربرد داردکه قابلیت برآورد حوزه و ویژگی ها سرویس رسانی به آسانی میسّر نباشد یا این که نیازمندی ها، با‌سرعت تغییر و تحول نمایند.

نرخ‌گذاري واحد/ تقاضامحور:

درین موقعیت، فروشنده یک نرخ ویژه برای یک سطح مشخص از سرویس ها انتخاب می‌نماید و مشتری، به ازای زمانی که از آن سرویس ها استعمال نموده است، به فروشنده پول پرداخت می کند. برای مثال، در شرایطی‌که شما سرویس های برون‌سپاری نگهداشت دسکتاپ را برون‌سپاری می کنید، مشتری بایستی به ازای تعداد یوزرها دسکتاپ که ذیل پشتیبانی قرار می‌گیرند، به شما یک مقدار ثابت را پرداخت کند. نرخ‌گذاري به ازای تعداد یوزرها، به عبارتی روزِ اول پیاده‌سازی موجب ارتقاء فایده‌وری می‌گردد و پروسه نظارت و تطبیق هزینه‌ها را تسهیل مینماید. با این حال، پیاده‌سازی این روش نیازمند اجرای یک برآورد درست و ظریف از حجم تقاضا و همینطور تعهد به دست کم حجم معاملات (آستانه دست کم) میباشد.

نرخ‌گذاري ثابت:

برطبق این شیوه، ارزش و بهای سرویس ها در اولِ همیاری انتخاب می شود. این مدل در قوانینی کاربرد دارد که تقاضا، هدف ها و حوزه تخصص مشتری به طور کامل ثابت و بدیهی میباشد. پرداخت یک مبلغ ثابت برای کارهای برون‌سپاری گردیده، به زعم مشتری بسیار رضایت بخش و ایده آل میباشد؛ چون در این حالت، هزینه‌های مرتبط با این بخش قابل پیش گویی خواهند بود. بعلاوه، کارکرد این خط مشی نیز در توا‌ن مناسب واقع شده‌است؛ ولی هنگامی که نرخ‌گذاري در بازار به سوی کاهش و سقوط نیل می‌کند (که غالباً این رخداد می افتد)، هیچ تغییری در آن بها یا این که مبلغ ثابت صورت نخواهد گرفت! استناد به شیوه نرخ‌گذاري ثابت، برای فروشندگان نیز تاحدی طاقت فرسا میباشد؛ چون ایشان بایستی صرف لحاظ از معیار و شمار منابع مورد نیاز برای رفع نیاز مشتری، به مشتری سرویس های ارائه دهند و یک مبلغ ثابت و فارغ از تغییر تحول اخذ نمایند. گاهاً ممکن میباشد بهای منابع مورداستفاده برای سرویس ها رسانی، از آن مبلغ اثبات بالاتر رود.

نرخ‌گذاري متغیر:

به موجب این راه و روش، مشتری در قبال کمترین هزینه سرویس های ارائه گردیده از سوی تأمین کننده، یک مبلغ ثابت پرداخت می نماید؛ البته متعاقباً تأمین کننده قادر است به شرط ارائه سطح ها فراتر سرویس ها، مبلغ را تغییر تحول و ارتقا دهد.

هزینه + فایده:

در‌این جور قراردادها، مشتری می بایست هم اندازه هزینه حقیقی و واقعی سرویس ها بعلاوه یک درصد معلوم منفعت، به تأمین کننده پول پرداخت کند. این جور نرخ‌گذاري، در قبال تغییرات وارد بر هدف ها یا این که فناوری های یک سازمان، انعطاف پذیر وجود ندارد؛ و آنطور که سزاوار و بایسته میباشد، تأمین کننده را به دلیل ارائه کارایی مؤثر و کارآمد، ترغیب و تشویق نمیکند.

نرخ‌گذاري برحسب تلاش:

در‌این دسته راه، مشتری مبادرت به ارائه یک مشوق یا این که هدف مالی به تأمین کننده می‌نماید که ایشان را در سمت ارائه تلاش باصرفه ترغیب کند. در قبال، تأمین کننده ها نیز در صورت عدم تعهد به سرویس  رسانی مناسب، مکلف به پرداخت جریمه می باشند. نرخ‌گذاري برحسب کارایی، غالباً در کنار یک شیوه نرخ‌گذاري سنتی دیگر، مثل نرخ‌گذاري برحسب دوره و متریال یا این که نرخ‌گذاري اثبات، کاربرد دارد. این رویه، در قوانینی کاربرد خواهد داشت که مشتریان بتوانند عملکرد تأمین کننده برای سپرده گذاری به دلیل ارائه سطح ها فراتر سرویس ها و کارایی را به رسمیت بشناسند. البته، کلید پیروزی آن میباشد که مشتری مطمئن شود که راندمان های نتایج از این ارتباط و همیاری، موجب ارزش افزایی فزاینده برای کسب و کارش میگردد. در غیر اینصورت، میل و گرایش مشتری برای تقدیر از تأمین کننده در عوض کاری که می بایست انجام دهد، کاهش پیدا می‌نماید.

تشریک دستاوردها:

درین مدل رویه، ارزش ها برمبنای قیمت و امتیازهایی که به وسیله تأمین کننده به کمپانی مشتری میرسند، گزینش میگردند؛ ولی، این دستاوردها و امتیازها بالاتر از مسئولیت های معمولی تأمین کننده می‌باشند و مشتق از تخصص و مساعدت ایشان می باشند. مثلا، یک تولیدکننده خودرو، برمبنای تعداد خودروهای تولیدی شرکتش به تأمین کننده پول پرداخت مینماید. برطبق این رویه، مشتری و تأمین کننده هر یک دستی در بازی دارا‌هستند. هر کدام از آنان یک مقدار پول بین می‌گذارند که در معرض ریسک واقع میباشد؛ و در صورتیکه همت تأمین کننده درحد با صرفه باشد و هدف ها مشتری تأمین گردد، هرمورد از این دو درصد معینی از فایده را اکتساب خواهند کرد.

تشریک ریسک/ اجرو پاداش:

تأمین کننده و مشتری، در کنار و به یاروهمدم یکدیگر، بر گسترش ی تولید ها، راه‌حل ها و سرویس های نو سپرده گذاری می کنند و تأمین کننده، به دوران معین، در دستاوردها و اجرو پاداش ها سهم دار میباشد. این خط مشی، تأمین کننده را برآن می دارد تا ایده هایی تازه و کارآمد برای بسط ی کسب و عمل کمپانی مشتری مطرح کند؛ بعلاوه، هر دو طرف قرارداد در ریسک مالی سهم دار می‌باشند. درین حالت، تشریک ریسک گاهاً منجر کاهش تأثیر آن خواهد شد. ولی حصول برد در‌این جور شیوه، نیازمند اجزای سطح های بالاتری از حاکمیت خواهد بود.
ارگان های فناوری داده ها، درصدد یافتن شرکایی می‌باشند که ایشان را درباره ی پیشرفت سریع و همینطور توسعه و گسترش و اجرای نرم افزارهای گوناگون کمک دهند. استیو هال، یکی‌از شرکای تیم سرویس های داده ها (ISG) می‌گوید: “سازمان ها، در حالا تغییر تحول و تبدیل ساختارهای خویش به ارگان های چابک می باشند که‌این دستور، خویش نیازمند اجرای چرخه های توسعه و گسترش ی سریع و لینک نزدیک بین کسب و عمل، مهندسی و عملیات های سازمانی میباشد. سرویس رسانی در سطح جهانی، درصورتی محقق خواهد شد که یک مراحل چابک توزیع یافته در سطح دنیا، نیاز به جنون سرعت و فشارهای ناشی از هزینه را تعدیل نماید”.